تبلیغات
all about everything - کتاب کوچه
صفحه اول تماس با ما RSS                    
  
all about everything
کار ما نمایانگر قابلیت های ماست
script src="http://h2.flashvortex.com/display.php?id=2_1344950756_8903_624_0_200_63_9_2_69" type="text/javascript">
sky . دوشنبه 13 شهریور 1391 نظر فراموش نشه ()
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.

در حال مستاصل شد...

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:

ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.

گفت:

ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.

نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...

قدری پایین تر آمد.

وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:

ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟

آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم.

وقتی كمی پایین تر آمد گفت:

بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.

وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟

ما از هول خودمان یك غلطی كردیم

غلط زیادی كه جریمه ندارد.


كتاب كوچه

احمد شاملو



لوگوی وبلاگ
درباره این وبلاگ
Hi.I was born in 1375.I'm very glad to see you here.I hope you have a good time in my blog.please come again,soon,and don't forget to insert your ideas

مدیر وبلاگ :Sama Rahnemayan

موضوعات
آخرین مطالب
لطفا شرکت کن
کیفیت وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟








مطالب از
آرشیو مطالب
فعالیت های دیگر من
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
free counters
لوگوی وبلاگ
ساعت فلش
موسیقی


قالب وبلاگ

دانلود فیلم